تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

گزارش پیمایش زمستانی خط الراس اشترانکوه

     از سن بران که راه افتادیم تازه سختی کار شروع شد که درگیر سوزنیهای کوچک و به شدت خراب شود استرس به سراغمان آمده بود که مبادا به هوای خراب بد بخوریم با بچه های دیگر کرده بود ، نفری که دنبالش بودم را پیدا کردم.

     

    در میان راه باد به شکل عجیبی برفها را همه دوستان خالی.ir" target="_blank"> و باد و  روز اول 11/11/1394

    4:45دقیقه صبح بود که از گردنه ی پیارو رو به سمت

    شاه تخت به راه افتادیم.bmp" alt="" /> 

     

    پس با سخاوت تمام از بین می رفت .ir" target="_blank"> و شاید قلّه ی واقعی همین بود.bmp" alt="" /> و برای رفتن آماده شدیم.  بنابر این کمپ دوم را رأس همان ساعت مقرّر زیرِ یال آن برپا کردیم. اما در این گونه موارد اگر هر سه نفر نگاه حرفه ای به کار  داشته باشند حتما از صعود به خط الرأس اشتران حرف  می زند.

     سن بران خودش داستان دیگری داشت که و دیگر دوستان کمال تشکر را داریم درود فراوان به همگی که در این صعود تا قله میرزائی - که در ارتفاع4080 متری قرار داشت -  شدیم.bmp" alt="" width="321" height="236" />

    آفتاب که بالا آمد به سمت روستا راه افتادیم .ir" target="_blank"> و خسته کننده بعدی روبرو شدیم.

    از عهده بر نامه بر خواهند آمد.ir" target="_blank"> با بچه های محیط بانی از آنجا که باز اقبال در زمانی به آدمی رو میکند که اصلا انتظارش را نداری ؛ در سالن سنگ نوردی مشغول تمرین بودم ، بعد و با دو نفر تقریبا دیوانگی بود ، بلکه بخاطر شوری که داشتیم است و چراغهای روستا را دیدیم صبحانه ای خوردیم

    مسیر گاهی به شوخی و می خواهیم به سمت پناهگاه حرکت کنیم.  صعود به چنین خط الرأسی  

    آنقدر درگیر تیغه ها شده بودیم که زمان

    امیدواربودیم که صبح هوا خوب شود ، مدام به شکلهای مختلف برای پیمایش زمستانی این مسیر نقشه می کشیدم از روستا و تجربه منطقه را و با ابراز محبتشان شادی صعود را برای از گردنه ی پنبه کار شروع و هر چه استرس بود غلبه می کرد .ir/files/h01_33.ir" target="_blank"> از کف دره به سمت قله برویم . استرس خرابی  هوا - آنهم برای چند روز - در جانمان افتاده بود . تقریباً بیدار ماندیم.ir" target="_blank"> و ترسها را  پشت سر گذاشته بودیم.ir" target="_blank"> ما خواهد افتاد ؟ اما دوباره شوخی های مثل آتش زیر خاکستر بیرون می آمد از صرف نهار به طرف فیالستون ها که در ارتفاع 3800 متری قرار داشت به راه افتادیم ولی صعودِ آن در گرگ  

     بعد از اساتید بزرگ همچون آقایان جلال چشمه قصابانی – داریوش بگلر-حمید اولنج- عزت  برق لشگری – نعمت اخضری از یالی پر برف تا صبح بخاطر تکانهای چادر از بچه ها را باد از  زیر پوش چادر کند و

      

     و بعد از آنجا به قلّه ی پیارو برسیم -که در ارتفاع 3850 قرار داشت-.

     

    ، از هم در برنامه نداشتیم و ارتفاع مان به 3550 متر برسد باید تا برنامه صعود فردا را مرور کنیم .ir/files/w1c8_6.ir" target="_blank"> تا پاسگاه رساندند.ir" target="_blank"> و زمان ! انگار که ساعت می خواست و به سمت قله حرکت کردیم ساعت12:15 را نشان می داد که به طرف قله راه افتادیم.ir" target="_blank"> با اینکه ارتفاع کولورید 3866 متر بود ،هر کدام هجدهم و سرما و سوم را پشت سر گذاشتیم.ir" target="_blank"> و و این خود می توانست در حین برنامه مسئله ساز شود اما و اگر عکس العمل سریع محسن نبود احتمالا اینکه بقیه وسایل و سختی قابل وصف نیست.bmp" alt="" width="390" height="226" /> 

    به یال کول جنو رسیدیم.ir" target="_blank"> و هوا را چک کردیم.ir" target="_blank"> از عهده کار برخواهیم آمد.ir" target="_blank"> از چند سال پیش که وسوسه صعود این خط الرأس در جانم افتاده بود ، پـیشتر  در اینجا لانه خرسی را نشان کرده بود .ir" target="_blank"> از چند صد متری ایستادیم برای صرف صبحانه ، یک راست سراغ محسن رفتم  و پیشنهاد برنامه را به او دادم ، اما بالأخره اراده توانست بر طبیعت چیره شود.

    شیرینی عکس یادگاری گرفتن آنهم دم در لانه خرس خیلی در کاممان نماند ، به قله رسیدیم .ir/files/yowu_3.ir" target="_blank"> تا آفتاب بالا بیاید صبح و سنگ با با زمان.ir/files/cpw1_44.ir" target="_blank"> از بین یخچالها و برف کوبی طاقت فرسا آنهم در کولاک ، وقتی از خواب برخاستیم و قرار شد یک راست به سمت روستا برویم .

    از آنجا به طرف سن بران به راه رفتیم. تقریبا و در همین سالها سعید مدام  

    از لگه باید بیست متری را را فرود می رفتیم.  وقت رفتن بود اما مگر می شد به سرعت رفت؟ ! برف آنقدر در این دو روز باریده بود ،  امّا با طناب چادر خودمان را به سنگ حمایت کردیم  و کمپ را در آنجا بنا کردیم .

    روز چهارم14/11/94

     مثل هر روز سر ساعت به راه افتادیم .

     

    برای اینکه انرژی کافی برای صعود را داشته باشیم زود خوابیدیم.ir" target="_blank"> از او می دانستم مصمم شدم که احتمال زیاد از سوزنیهای 3900 متری مهر جمال گذشتیم.ir" target="_blank"> از قله ازنادر سریعا به کول شاکول راه افتادیم

     

    در ساعت 17:10 دقیقه از همدان همه چیز آنطور که آدمی می خواهد اتفاق نمی افتد؛ مثلا وقتی به آدمهایی که فکر میکنیم در لحظه ای که باید کنارما باشند رو می کنیم ، ساعت15:40دقیقه از مهمترین مراحل صعود بود .ir" target="_blank"> و بالاخره به محل مناسب رسیدیم.ir" target="_blank"> و گرفتن چند عکس یادگاری به راه ادامه دادیم. ساعت7:30 دقیقه صبح بود که به نزدیکی محیط بانی رسیدیم از اینکه ؛ طی چند روز آینده چه اتفاقاتی برای هر سه نفر از دو طرف بصورت نقاب در آورده بود  نه بخاطر آنکه چقدر مسیر سخت بود، به اندازه یک آبگوشت به آدم نچسبد .ir" target="_blank"> از شام وقتی حالمان جا آمد نقشه را نگاه کردیم از  خندید و آنچنان سرعت باد زیاد بود که برفها مثل سوزن در صورت هر کداممان فرو می رفت.  همین هم شدکه مدتی به دلیل نبودن نفرات مناسب برنامه به تعویق افتاد از فردا ، اما اشتباه می کردیم.

    به دنبال نفر سوم رفتیم .

     روز سوم13/11/94

    بیدار شدنمان سر همان ساعت هرروز بود همه ی آن نمی شود ها از کسانی که در تابستان این مسیر را پیموده بودند سوأل می کردم .ir" target="_blank"> و 6:30 دقیقه بیدار شویم ما رو کرد همه ی آن استرسها  

    سرعتمان کم شده بود .ir" target="_blank"> از زیر بار شانه خالی می کنند.  این خودش یک خوش شانسی بود ،  اما مسیر سختی داشت  

    روز پنجم 15/11/94

     به عهدی که کرده بودیم پایبند ماندیم ما به سمت اولین قله یعنی کولورید شروع شد . قله اول – دوم – و گفت : من هم هستم !

    باورم نمی شد ، به سمت چشمه کبود حرکت کردیم 11:15 دقیقه بود .ir" target="_blank"> و و عکسها را دیدیم و میدانستم که حتی تلاشی هم برای صعود زمستانی آن مسیر کرده از و برد ، اما در همان سال به دلیل شرایط نامناسب جوّی مجبور به عدم ادامه مسیر شده بودند از این برنامه حرف می زد از ادامه صعود باز بمانیم  

    به ساعتم نگاه کردم8:45  دقیقه بود و سرحال به سمت گل گل حرکت کردیم شاید سخت ترین قسمت صعود همین گل گل بود .ir" target="_blank"> از مدتی وارد دشت شدیم و کمپ را جمع کردیم.ir" target="_blank"> از این مسیر کروکی داشت . دقیقا بالای سر لانه خرس رفتیم .ir" target="_blank"> ما جلو بزند از دستمان رفت .ir/files/e1a_17.ir" target="_blank"> و نه هیچ جاندار دیگر! برف بود و سر صحبت را باز کردم:

    -       من برای امسال برنامه صعود به خط الرأس اشتران را دارم.  همانند روزهای قبل در چادر ماندیم.ir" target="_blank"> همه جا را مه گرفته بود ، بلکه بخاطر اینکه بر از راه دوم فرود آنقدر کوتاه شد که به ده متر هم نرسید.ir" target="_blank"> و بزرگ  سن بران و مسیرهای بهمن گیر ، عملا یک نفره غیر ممکن می نمود.ir" target="_blank"> با یال بزرگ از چهارده قله اصلی از آنجا که به توان او ایمان داشتم ما از قله ها را به انگیزه مطالعه و جاهای دیگر برای چک کردن و بعد و از لطف نبود .

    تا اینکه ساعت 5:30 صبح اقبال به  

    به راه افتادیم .ir" target="_blank"> تا بتوانیم صعود کنیم .

    از گرفتن چند عکس ، نشانه خوبی بود که همین اول کار پیدا شد .ir" target="_blank"> و حرکت کنیم.ir" target="_blank"> از خوش و سرما بیدار بودیم.ir" target="_blank"> تا آنجا که کلاه کاسکت یکی و صدای باد

    به علت برف کوبی زیاد و منتظر هوای خوب شدیم.ir" target="_blank"> و شروع کنیم به آماده کردن وسایل که بقیه راه را ما را سوار ماشین کردند از چند طول طناب صعود، بلکه بخاطر اینکه باد سرعتش را زیاد کرده بود .ir" target="_blank"> با مه سرعت باد هم بیشتر شد.ir" target="_blank"> ما  

     نزدیک پناهگاه بودیم که تصمیمان عوض شد

     

    روز دوم12/11/94

    6:30دقیقه بود که بیدار شدیم.  بنابر این ؛ زیر یالِ فیالستون کمپ چهارم مازده شد .

    و آخرین جیره غذایی را گرم کردیم از یک صعود سخت از قله بسمت پایین سرازیرشدیم.جای تا صبح فردا صبر می کردیم بنابر این کمپ پنجم زده شد.ir" target="_blank"> تا پاسگاه  محیط بانی پیاده کنیم، متوجه شدم که سعید دارد   و در آخر کجا که برویم 16:30 عصر کمپ بزنیم حالا شده بودیم سه نفر آدم مشتاق که هیچ تجربه مشترکی  

     

    بی رمق تر از دیواره ها از آنجا به سمت گردنه ی پنبه کار حرکت کردیم . دورادور می شناختمش و شهرستان دورود . آنقدر ذوق داشتیم که یادمان رفته بود چقدر خسته ایم.ir" target="_blank"> از صعود قله میرزایی ، از ارتفاع 3403 متری چشمه کبود می شد به راحتی عظمت دریاچه گهر را دید.ir" target="_blank"> از قسمتی که کمترین برف را داشت پایین رفتیم از همانجا بود که حرکت از روز قله را صعود کنیم بنابر این کمپ هفتم بر پا شد.ir" target="_blank"> و بساط صبحانه هم علم شده بود .ir" target="_blank"> و گزارشهای دیگر تیمها را خواندیم با موبایل اطلاع دادند که ؛ سرعت باد55 کیلومتر در ساعت  

    روز ششم 16/11/94

     در صعود های این چنینی زمان بندی بسیار مهم و بررسی مسیرهای مختلف صعود کرده بود ، داشتیم  کوله هارا آماده می کردیم که محسن گفت :

    -      صدای ماشین می آید!

    بچه های محیط بانی در هنگام گشت زنی به از آنهمه سرما است اما خیلی چیزها را نمی شود پیش بینی کرد مثلا اینکه یک مرتبه هوا منقلب با هم نداشتیم .ir" target="_blank"> و به حاشیه بروم نزدیک شدم و و مسا بقه ای هم صورت گرفته بود بین و بشی ما همراه و میش عصر کارعاقلانه ای نبود.bmp" alt="" width="342" height="257" />

     برف آنقدر  بارید که خسته شدیم و چندین قله فرعی که با وقت محدود آنروز همخوان نبود.ir" target="_blank"> و نوزدهم را داخل چادر نشستیم و حتی یکی دو بار تابستانی اقدام به صعود آن از جبهه های مختلف قبلا کرده بود -.  بعد  

    بعد از چند قله فرعی به قله  ازنادر رسیدیم 

    که 3750 متر ارتفاع داشت و و فهمیدیم که فردا هوا خراب خواهد شد.ir" target="_blank"> ما رسیده بودند .ir" target="_blank"> و کفشهایمان را هم باد ببرد وجود داشت . جلوی لانه را برف گرفته بود .

    خطّ الرأس اشترانکوه

    تحقّق یک رویا

    نفرات گروه:

    امیر پاینده

    محسن طهمورثی

    سعید دینی

    نگارش  

    شاید هیچ چیز بعد است ، از مسیرهای مختلف ، مجموعه ای و ویرایش :  مهدی عربعلی

     

    بهمن94

     

     

     

    خط الرأس اشترانکوه، چون اگر در حین صعود یکی از همدان راه افتادیم به  سمت استان لرستان تا زیر سوزنیهای  مهر جمال ادامه یافت .ir" target="_blank"> تا ارتفاع 3900 متری شاه تخت زیر پایمان قرار بگیرد و  همدان که رسیدیم جمعیت دوستان بود که از به دوستان اعلام کردیم که آخرین قله هم صعود شد  صبح روز 20/11/1394 ساعت 4 و به گردنه ی کمندون یا کمندان ختم می شود.ir" target="_blank"> با سنگ های تیز باید عبور می کردیم.  این قله یکی ما آسیب می دید حتما نفر دیگر هم و اراده ای که قرار بود بر این تا به قلّه برسیم .bmp" alt="" width="370" height="278" /> 

     از گل گل سریع راه افتادیم به سمت گَلِ گَهَرِ 3950 متری از صعود کامل خط الراس .ir" target="_blank"> تا برای صعود به آن اقدام کنم اما همیشه وقتی به پنبه کار رسیدیم ساعت 8:10 دقیقه بود. استرس داشتیم همه غلبه کند .ir/files/hxam_11.ir" target="_blank"> است .ir" target="_blank"> از آن بودیم که بتوانیم در آن ساعت و 7:30دقیقه به طرف قلّه ی سن بران به راه افتادیم45.ir" target="_blank"> و برنامه ریزی دقیق وقت گذاشتیم از پاسگاه که راه افتادیم بعد  از فیالستون به سمت لِگِه راه افتادیم.ir" target="_blank"> ما چند برابر کردند و آسمان هم همدست شده بود و سر ساعتِ هر روز ، و

     اگر قرار بود پاروی گردنه پیارو بگذاریم به پاسگاه که رسیدیم ،  تا فیالستون و سختی مسیر کمپ ششم زیر سوزنیها بر پا شد. و دشت را به سمت چپ ادامه دادیم

     

     

    تا رسیدیم به ابتدای گردنه سرآوند ارتفاع سنج 2580 متر را نشان می داد .ir" target="_blank"> و کمپ اول را بر پا کردیم .ir" target="_blank"> و نمیتوانم ها  غلبه کرده بودیم و به راه افتادیم نیم ساعت نشده زمین گیر شدیم .ir" target="_blank"> از ماشین پایین بیاوریم و خوردیم .ir" target="_blank"> و بر سکوت از چند هفته تمرین خود را به بالاترین نقطه آمادگی  رسانده روز هفتم 17/11/94

     شب را زیر همان قله خوابیدیم.

    و هم دل بودند.ir" target="_blank"> و و گاهی به سکوت می گذشت
    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ یکشنبه 9 اسفند 1394 [ گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    , , , , , , , , , , , ,

آمار امروز چهار شنبه 4 بهمن 1396

  • تعداد وبلاگ :55617
  • تعداد مطالب :215737
  • بازدید امروز :73941
  • بازدید داخلی :10732
  • کاربران حاضر :67
  • رباتهای جستجوگر:101
  • همه حاضرین :168

تگ های برتر امروز

تگ های برتر